نواری 2Zosteraواژههای مصوب فرهنگستانسردهای از نواریان اغلب چندسالۀ علفی با حدود دوازده گونه که بر روی بسترهای شنی یا خورها بهصورت غوطهور یا تاحدودی شناور میرویند؛ برگهای این گیاهان بهصورت ن
نواریدنلغتنامه دهخدانواریدن . [ ن َ دَ ] (مص ) ناجاویده فروبردن . (جهانگیری )) (رشیدی ) (برهان قاطع) (انجمن آرا). بلع. (جهانگیری ) (انجمن آرا) (برهان ) (آنندراج ). بلع کردن . (ناظم
الکتروکاردیوگرامفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهنواری که تغییرات الکتریکی عضله بر روی آن ضبط میگردد؛ نوار قلب.
نوارچسبفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهنواری نازک که یک طرف آن چسبناک است و برای بستهبندی، چسباندن، پوشاندن و جز آنها به کار میرود.
اَبر سدیbarrage cloudواژههای مصوب فرهنگستاننواری از اَبر کوهساری ضخیم که در پی صعود جریان هوای مرطوب، بر روی قلۀ سدِ راه آن تشکیل میشود
الکتروقلبنگارۀ درونقلبیintracardiac electrocardiogramواژههای مصوب فرهنگستاننواری که بر روی آن تغییرات پتانسیل الکتریکی ناشی از فعالیت الکتریکی قلب بهکمک الکترود مستقر در درون قلب ثبت میشود