نهنگلغتنامه دهخدانهنگ . [ ن َ هََ ] (اِ) تمساح . (برهان قاطع) (السامی ) (دهار) (تحفه ٔ حکیم مؤمن ) (نصاب ) (منتهی الارب ). فرس البحر. اسب آبی . (یادداشت مؤلف ). جانوری است معر
نهنگلغتنامه دهخدانهنگ . [ ن َ هََ ] (اِخ ) دهی است از دهستان باباجانی بخش ثلاث شهرستان کرمانشاهان . در 12 هزارگزی مشرق ده شیخ ، در منطقه ٔ کوهستانی گرمسیری واقع است و 150 تن سکن