نهبندانلغتنامه دهخدانهبندان . [ ن ِ ب َ ] (اِخ ) قصبه ٔ مرکز دهستان نهبندان بخش شوسف شهرستان بیرجند است در 35 هزارگزی جنوب شوسف و 7 هزارگزی غرب راه مشهد به زاهدان .در جلگه ٔ گرمسیر
نهبندانلغتنامه دهخدانهبندان . [ ن ِ ب َ ] (اِخ )نام یکی از دهستانهای بخش شوسف شهرستان بیرجند که در جنوب خاوری بخش واقع و حد فاصل بین بلوچستان و سیستان در حاشیه ٔ کویر لوط واقع است
لتکواژهنامه آزاد(بیرجند-نهبندان) لَتِّک؛ چوبه. چوبی شبیه دسته کلنگ برای شستن لباس ها؛ لباس خیس شده را روی سنگ می گذاشتند و با لتک روی آن ضربه می زدند تا تمیز شود.
جوندلغتنامه دهخداجوند. (اِخ ) دهی از دهستان نهبندان بخش شوسف شهرستان بیرجند. دره ، معتدل . سکنه ٔ آن 605 تن . آب آن از قنات و محصول آن غلات و لبنیات و شغل اهالی زراعت و مالداری
علی آبادلغتنامه دهخداعلی آباد.[ ع َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان نهبندان بخش خوسف شهرستان بیرجند واقع در 120 هزارگزی باختر خوسف و در سر راه مالرو عمومی بصیران . ناحیه ایست جلگه و گرمس
اشباکلغتنامه دهخدااشباک . [ اَ ] (اِخ ) دهی از دهستان نهبندان بخش شوسف شهرستان بیرجند، در 91 هزارگزی جنوب باختری شوسف ، 27 هزارگزی جنوب میغان . دره ، گرمسیر. سکنه ٔ آن 33 تن . آب
مرغزارلغتنامه دهخدامرغزار. [ م َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان نهبندان بخش شوسف شهرستان بیرجند. واقع در 38هزارگزی شمال شوسف و 12 هزارگزی جنوب گرم تمام ده . آب آن از چشمه وراه آن مالر