4486 مدخل
پایان و آخر چیزی.
کرانین، پایانی، فرجامینن، انجامین
آخرین، پایانی، غایی، واپسین ≠ آغازین
capstone, eventual, final, latter, supreme, terminal, ultimate
نهائي
son
واپسین نگارش
انه
باب خلفي
acid test
runoff
نهایی
نهایی.
نهایی کردن
نهایی، خاتمه