نمرودلغتنامه دهخدانمرود. [ ن ُ / ن َ ] (اِ) لقب عام ملوک سریانی است . (یادداشت مؤلف از آثارالباقیه ) (مفاتیح ). قبطیان را پادشاهان فرعونان بوده اند و نبطیان را نمرودیان و رومیان
نمرودلغتنامه دهخدانمرود. [ ن ُ / ن َ ] (اِخ ) ابن کنعان بن کوش . پادشاه اساطیری بابِل است که دعوی خدائی کرد. ابراهیم در عهد او به پیغامبری مبعوث گشت و خلق رابه پرستش خدای یگانه د
بیرس نمرودلغتنامه دهخدابیرس نمرود. [ س ُ ] (اِخ ) معبد هفت طبقه ای بوده است در خارج بابل معروف به برج و «راولین سن » محل آنرا کشف کرده و نیز رسام در اینجا کاوشها بعمل آورده و معلوم کر
آتش نمرودلغتنامه دهخداآتش نمرود. [ ت َ ش ِ ن َ ] (اِخ ) آتشی بزرگ که نمرود فرمانروای بابل برافروخت و حضرت ابراهیم خلیل اﷲ را در آن افکند و آتش بر آن حضرت بَرْد و سلام شد. رجوع به نمر
هفت شهر طلسم نمرودلغتنامه دهخداهفت شهر طلسم نمرود. [ هََ ش َ رِ طِ ل ِ م ِ ن ُ / ن َ ] (اِخ ) طلسم آب ، طلسم حوض ، طبل ، آینه ، بت منادی بر مناره ، بر روی آب رفتن درخت سایه گستر. (برهان ). در
بیرس نمرودلغتنامه دهخدابیرس نمرود. [ س ُ ] (اِخ ) معبد هفت طبقه ای بوده است در خارج بابل معروف به برج و «راولین سن » محل آنرا کشف کرده و نیز رسام در اینجا کاوشها بعمل آورده و معلوم کر
آتش نمرودلغتنامه دهخداآتش نمرود. [ ت َ ش ِ ن َ ] (اِخ ) آتشی بزرگ که نمرود فرمانروای بابل برافروخت و حضرت ابراهیم خلیل اﷲ را در آن افکند و آتش بر آن حضرت بَرْد و سلام شد. رجوع به نمر
هفت شهر طلسم نمرودلغتنامه دهخداهفت شهر طلسم نمرود. [ هََ ش َ رِ طِ ل ِ م ِ ن ُ / ن َ ] (اِخ ) طلسم آب ، طلسم حوض ، طبل ، آینه ، بت منادی بر مناره ، بر روی آب رفتن درخت سایه گستر. (برهان ). در
سارخکفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده= سارشک: ◻︎ نیمسارخکی چو در نمرود شد / مغز آن سرگشتهدل پردود شد (عطار: ۳۱۲).