ناییدنلغتنامه دهخداناییدن . [ دَ ] (مص ) فخر کردن . مباهات نمودن . (برهان قاطع) (از آنندراج ). لاف زدن . (ناظم الاطباء). به این معنی در جهانگیری و رشیدی نیامده ولی در دساتیر آمده
نواییدنلغتنامه دهخدانواییدن . [ ن َ / نُو دَ ] (مص ) خرامیدن . (جهانگیری ). با تبختر و شوکت و حشمت راه رفتن . (ناظم الاطباء) : سرفرازانه نوایید به میدان وصال همه شاهید چو بگزیده ٔ
نمافرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. صورت و ظاهر چیزی.۲. قسمت خارجی ساختمان.۳. (بن مضارعِ نمودن و نمادن و نماییدن) = نمودن۴. نماینده؛ نشاندهنده (در ترکیب با کلمۀ دیگر): جهاننما، راهنما.۵. نشان
ناییدنلغتنامه دهخداناییدن . [ دَ ] (مص ) فخر کردن . مباهات نمودن . (برهان قاطع) (از آنندراج ). لاف زدن . (ناظم الاطباء). به این معنی در جهانگیری و رشیدی نیامده ولی در دساتیر آمده
نواییدنلغتنامه دهخدانواییدن . [ ن َ / نُو دَ ] (مص ) خرامیدن . (جهانگیری ). با تبختر و شوکت و حشمت راه رفتن . (ناظم الاطباء) : سرفرازانه نوایید به میدان وصال همه شاهید چو بگزیده ٔ