نقیذلغتنامه دهخدانقیذ. [ ن َ ] (ع ص ، اِ) آنچه از دست خصم رهانیده باشند. (از اقرب الموارد). رجوع به نقیذة شود.
نقیضلغتنامه دهخدانقیض . [ ن َ ] (ع اِ) باشگونه ٔ چیزی . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (صراح ). مخالف . (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). نامانند. (زمخشری ). ناهمتا. (دها
نقیذةلغتنامه دهخدانقیذة. [ ن َ ذَ ] (ع ص ، اِ) اسبی که از دست دشمن رهانیده باشند آن را. (منتهی الارب ) (آنندراج ). آنچه از دست دشمن رهانده باشند از قبیل اسب و اشتر و جز آن . (از
نقیذةلغتنامه دهخدانقیذة. [ ن َ ذَ ] (ع ص ، اِ) اسبی که از دست دشمن رهانیده باشند آن را. (منتهی الارب ) (آنندراج ). آنچه از دست دشمن رهانده باشند از قبیل اسب و اشتر و جز آن . (از