نقشتواژهنامه آزادصداى خفه.صداى زیر کوتاه. که در محله هاى قدیم شیراز به کار میرود. صداى خفه.صداى زیر کوتاه. که در محله هاى قدیم شیراز به کار میرود.
الفقستلغتنامه دهخداالفقست . [ ] (اِخ ) النقشت . پسر عمادالدوله توران یا توزان ، حاکم رها و قزوین در عهد سلجوقیان . در تاریخ گزیده (چ لندن ص 446) آمده : و عمادالدوله توران رابه رها
کنده گریلغتنامه دهخداکنده گری . [ ک َ دَ / دِ گ َ ] (حامص مرکب ) نقر. نقاری . کنداگری . عمل کنده گر. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا): نحت ؛ کنده گری کردن در چوب . (منتهی الارب ).حکاکی و
زایل گشتنلغتنامه دهخدازایل گشتن . [ ی ِ گ َ ت َ ] (مص مرکب ) محو شدن . قطع گردیدن . زدوده شدن : و چندانکه شایانی قبول حیات از این جثه زایل گشت ، برفور متلاشی گردد. (کلیله و دمنه ).از
ثعالبیلغتنامه دهخداثعالبی . [ ث َ ل ِ ] (اِخ ) علامه ابومنصور عبدالملک بن محمدبن اسماعیل نیشابوری (350 - 429 هَ . ق .). از آنرو وی را ثعالبی گویندکه از پوستهای روباه پوستین کردی .