نقالةلغتنامه دهخدانقالة. [ ن َق ْقا ل َ ] (ع ص ) تأنیث نقّال . رجوع به نَقّال شود.- سیم نقالة ؛ سیمی که بدان چیزی را از جائی به موضعی دیگر نقل کنند.- ملک نقاله ؛ ملکی که اجساد
نقالهفرهنگ انتشارات معین(نَ قّ لِ) [ ع . نقالة ] (اِ.) ابزاری است درجه دار به شکل نیم دایره که برای اندازه گیری و ترسیم زوایا به کار برده می شود.
نقالهفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهابزاری مدرج به شکل نیمدایره که برای اندازهگیری زاویه به کار برده میشود.
نقالهفرهنگ انتشارات معین(نَ قّ لِ) [ ع . نقالة ] (اِ.) ابزاری است درجه دار به شکل نیم دایره که برای اندازه گیری و ترسیم زوایا به کار برده می شود.
نقالۀ بادیpneumatic conveyorواژههای مصوب فرهنگستاننقالهای که در آن برای انتقال دانهها از جریان هوا استفاده میشود