نقادلغتنامه دهخدانقاد. [ ن َق ْ قا ] (اِخ ) پندت جی کوپال کشمیری اصل لکهنوی ، از معاشران اختر و از شاگردان میرزا قتیل است و در کلکته وفات یافته است ، او راست :حریف شعله ٔ عشق تو
نقادلغتنامه دهخدانقاد. [ ن َق ْ قا ] (ع ص ) سره کننده ٔ درم ها. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). بسیار سره کننده درم و دیناررا. (غیاث اللغات ). سره کننده ٔ درم و دینار. (آنندراج )
نقادیلغتنامه دهخدانقادی . [ ن َق ْ قا ] (حامص ) سره کردن پول و خوب را از بد جدا کردن . (ناظم الاطباء). عمل نقاد. رجوع به نقاد شود. || سخن سنجی . نقد. ناقدی . رجوع به نقد شود.
آیندهپژوهی نقادانهcritical futures studiesواژههای مصوب فرهنگستانرویکردی در آیندهپژوهی مبتنی بر گمانهزنی در لایههای زیرین فرهنگی و زبانی و نمادین متـ . آپ نقادانه CFS 1
نقادیلغتنامه دهخدانقادی . [ ن َق ْ قا ] (حامص ) سره کردن پول و خوب را از بد جدا کردن . (ناظم الاطباء). عمل نقاد. رجوع به نقاد شود. || سخن سنجی . نقد. ناقدی . رجوع به نقد شود.
آیندهپژوهی نقادانهcritical futures studiesواژههای مصوب فرهنگستانرویکردی در آیندهپژوهی مبتنی بر گمانهزنی در لایههای زیرین فرهنگی و زبانی و نمادین متـ . آپ نقادانه CFS 1