نقابدارلغتنامه دهخدانقابدار. [ ن ِ ] (نف مرکب ) مستور. پرده پوش . (آنندراج ). که نقاب بر رخ افکنده است تا شناخته نشود. نقاب پوش . که رخ در نقاب نهفته است . ماسک دار : خورشید وگر نق
مستورانواژهنامه آزادپنهان کرده مستوران به معنی پنهان .پوشیده.نقابدار .به چهره پنهان یا نقاب دار میگویند
علیلغتنامه دهخداعلی . [ ع َ ] (اِخ ) ابن یوسف بن تاشفین لمتونی ، مکنّی به ابوالحسن . دومین تن از ملوک نقابدار مرابطان در مراکش . رجوع به علی لمتونی شود.