نقابتلغتنامه دهخدانقابت . [ ن ِ / ن َ ب َ] (ع مص ) رئیس شدن . نقیب شدن . نقابة. رجوع به نقابة شود. || (اِمص ) مهتری . شغل نقیب . (ناظم الاطباء). سالاری . مهتری . عریفی . (یادداشت
نابتلغتنامه دهخدانابت . [ ب ِ ] (اِخ ) وی ازفرزندان اسماعیل بن ابراهیم خلیل است . و این بیت عامربن حارث بن مضاض اشارتی به نام او دارد : و کنا ولاةالبیت من بعد نابت بعز فما یحظی
نابتلغتنامه دهخدانابت . [ ب ِ ] (اِخ ) موضعی است در بصره . (معجم البلدان ). دهی است به بصره ، از آن ده است اسحاق بن ابراهیم نابتی . (منتهی الارب ). نام دهی است در بصره و از اعلا
قاسم نجفیلغتنامه دهخداقاسم نجفی . [ س ِ م ِ ن َ ج َ ] (اِخ ) (امیر...) ازاشراف سادات جرجان است که منصب نقابت آن ولایت به وی مفوض گشت و با امانت و درستی به تحقیق انساب سادات آن نواحی
رضالغتنامه دهخدارضا. [ رِ ] (اِخ ) یا رضای اصفهانی ، میرزاسیدرضا. از سادات حسینی اصفهان و در کمال زهد و تقوی بسیار خوش صحبت بود. در عهد شاه سلطان حسین به منصب نقابت منصوب و هم
ذوالمناقبلغتنامه دهخداذوالمناقب . [ ذُل ْ م َ ق ِ ] (اِخ ) حسین بن موسی الابرش الحسینی العلوی الطالبی . والد الشریفین الرضی و المرتضی . وی نقابت علویین داشت و به سال 354 هَ . ق . اما