۱. فرورفتن در چیزی.
۲. [مجاز] تٲثیر گذاشتن بر کسی.
۳. [مجاز] راهیافتن پنهانی در گروهی یا جایی به منظور هدفی.
۴. [مجاز] ورود به مکانی بهوسیلۀ غلبه؛ پیشروی.
راهیابی، رخنه، رهیافت، فرورو
۱. رخنه، رسوخ، سرایت
۲. تاثیر، نفاذ
۳. اعتبار، توانایی، قدرت
agency, breach, hold, infiltration, influence, leverage, magnitude, penetration, sway, voice, weight