نفودلغتنامه دهخدانفود. [ ن ُ ] (ع مص ) سپری شدن . (ترجمان علامه ٔجرجانی ص 100) (دهار). رجوع به نَفَد و نفاد شود.
پناهکوبbunker busterواژههای مصوب فرهنگستاننوعی بمب که با نفود در اعماق زمین هدفهای مستحکم را نابود میکند
کِرم اینترنتیinternet wormواژههای مصوب فرهنگستانبدافزاری که بهصورت برنامهای مستقل، ازطریق وب به رایانهها نفود میکند و بدون نیاز به پروندههای میزبان عمل میکند و با تکثیر خود و اشغال منابع رایانه آن را از
عماراتلغتنامه دهخداعمارات . [ ] (اِخ ) نام عشیره ای است از عَنَزة. این عشیره در حدود چهارهزار خانه و یازده هزار خیمه دارند. و منازل آنان در ساحل فرات قرار گرفته و از شمال محدود اس
بارده اولغتنامه دهخدابارده او. [ دَ ] (اِخ ) یکی از حکمرانان مشهور هند است . وی پس از تسخیر شهر قانوج واقع در شمال نهر هندو آنجا را پایتخت خود قرار داد و پس از آن بسایر کشورهای هند