۱. حقیقت هر چیز.
۲. جان.
۳. [قدیمی] تن؛ جسد؛ شخص انسان.
۴. [قدیمی] خون.
〈 نفس اماره: (فلسفه) نفس شیطانی که انسان را به هواوهوس و کارهای ناشایسته وامیدارد.
〈 نفس لوامه: (فلسفه) [قدیمی] نفس ملامتکننده که انسان را از ارتکاب کارهای ناپسند ملامت میکند و از کردار زشت باز میدارد.
〈 نفس مطمئنه: (فلسفه) قوۀ روحانی که خاص پیغمبران و پیشوایان دین و زهاد و پرهیزکاران است؛ وجدان آرام.
〈 نفس ناطقه: (فلسفه) نفس ناطق؛ نفس انسانی.
دم
۱. آن، لحظه، لمحه
۲. آه، نسمت، نسمه
۳. تنفس، دم
breath, draft, self, wind