نعیملغتنامه دهخدانعیم . [ ن َ ] (اِخ ) محمد نعیم پنجابی ، از پارسی گویان هندوستان است . رجوع به مقالات الشعراء ص 819 شود.
نعیملغتنامه دهخدانعیم . [ ن َ ] (ع اِ)نعمت و ناز. (ترجمان علامه ٔ جرجانی ص 100). ناز. (زمخشری ) (مهذب الاسماء). آسایش . (مهذب الاسماء). نعمت و نیکی و دسترس و مال و ناز. (غیاث ال
نعیملغتنامه دهخدانعیم . [ ن ُ ع َ ] (اِخ ) ابن حمادبن معاویةبن حارث الخزاعی المروزی ، مکنی به ابوعبداﷲ، نخستین کسی است که به جمع «المسند» در حدیث پرداخت ، وی در مرورود تولد یافت
نعیملغتنامه دهخدانعیم . [ ن ُ ع َ ] (اِخ ) ابن قعنب بن عتاب بن حارث الریاحی الیربوعی ، مکنی به ابوقران و ملقب به الواقعة، از فارسان و شاعران عهد جاهلیت است . رجوع به الاعلام زرک
نعیم پاکلغتنامه دهخدانعیم پاک . [ ن َ م ِ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) کنایه از اعمال شایسته است که طاعت و عبادت باشد. (برهان قاطع). || نعمت و روزی حلال و طیب و طاهر. رجوع به نعیم شود.
نعیم آبادلغتنامه دهخدانعیم آباد. [ ن َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان عزیزآباد بخش فهرج شهرستان بم ، در 10هزارگزی جنوب غربی فهرج ، درجلگه ٔ گرمسیری واقع است و 221 تن سکنه دارد. آبش ازقنا
نعیم آبادلغتنامه دهخدانعیم آباد.[ ن َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان دربقاضی بخش حومه ٔ شهرستان نیشابور، در 16هزارگزی جنوب شرقی نیشابور درجلگه ٔ معتدل هوائی واقع است و 378 نفر سکنه دارد.
نعیم آبادلغتنامه دهخدانعیم آباد. [ ن َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان دامنکوه بخش حومه ٔ شهرستان دامغان ، در 27هزارگزی مشرق دامغان ، در جلگه ٔ معتدل هوائی واقع است و 690 نفر سکنه دارد. آ
نعیم پاکلغتنامه دهخدانعیم پاک . [ ن َ م ِ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) کنایه از اعمال شایسته است که طاعت و عبادت باشد. (برهان قاطع). || نعمت و روزی حلال و طیب و طاهر. رجوع به نعیم شود.
نعیم آبادلغتنامه دهخدانعیم آباد. [ ن َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان عزیزآباد بخش فهرج شهرستان بم ، در 10هزارگزی جنوب غربی فهرج ، درجلگه ٔ گرمسیری واقع است و 221 تن سکنه دارد. آبش ازقنا