نعنالغتنامه دهخدانعنا. [ ن َ ] (از ع ،اِ) نوعی از پودنه باشد و اصل آن نعناع است در عربی و پارسیان «ع » آخر را حذف کرده نعنا می گویند . (برهان قاطع). گیاهی معطر و مأکول از جنس پ
نعناواژهنامه آزادنانوک. (نگاه کنید به واژه نامۀ پارسی سرۀ فرهنگستان و به فرهنگ پارسی به پهلوی فرهوشی)
نعناگویش خلخالاَسکِستانی: bəlbu دِروی: bəlbu شالی: puna کَجَلی: nona کَرنَقی: bina کَرینی: nanâ کُلوری: puynə گیلَوانی: püna لِردی: nanow
نعناگویش کرمانشاهکلهری: nânâ گورانی: nânâ سنجابی: nânâ کولیایی: nânâ زنگنهای: nânâ جلالوندی: nânâ زولهای: nânâ کاکاوندی: nânâ هوزمانوندی: nânâ
نعنافرهنگ نامها(تلفظ: naenā) (از عربی ، نعناع) (در گیاهی) نعناع ، گیاهی علفی و کاشتنی که ساقه و برگهای خوشبوی آن خوراکی و دارویی است و ساقهی چهارگوش و زیرزمینی و گاهی گلهای ر
نانالغتنامه دهخدانانا. (اِخ ) نَنَّه . (دزی ج 2 ص 632). نام مجسمه ٔ ربةالنوع اِرخ است که در سومر بوده است و آن را «نه نه » هم گفته اند. این مجسمه در حدود 2280 سال ق . م . به دست
نعنعلغتنامه دهخدانعنع. [ ن ُ ن ُ ] (ع ص ) مرد دراز مضطرب خلقت . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء) (از متن اللغة). || فرج باریک و دراز و فروهشته . (منتهی الارب ) (ا
نعنعلغتنامه دهخدانعنع. [ ن َ ن َ / ن ُ ن ُ ] (ع اِ) پودینه . (منتهی الارب ). نعناع . پودنه . (دهار). پودینه ٔ باغی . (از بحر الجواهر). رجوع به نعنا و نعناع شود : می نهم از شاخ ت
نعنا داغفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهنعنای خشککرده و کوبیده که در روغن داغ بریزند و روی آش رشته و بعضی خوراکهای دیگر بریزند.
نعناپونهMentha longifolia, Mentha spicata var. longifolia, Mentha sylvestrisواژههای مصوب فرهنگستانگونهای نعنا با ساقههای چهارگوش و برگهای کرکدار، به رنگ سبز نقرهای و دندانهدار و ظاهر غبارآلود و گلهای آبیرنگ و مجتمع در انتهای شاخهها متـ . پونه horse
نعناجویباریMentha aquatica, Mentha aquatia var. persica, water mintواژههای مصوب فرهنگستانگونهای نعنا با ساقههای رونده و ایستاده به ارتفاع 20 تا 90 سانتیمتر و با پهنک تخممرغیـ مستطیلی سهگوش یا دایرهای و گلآذین کروی در انتهای ساقهها یا شاخهه
نعناخالواشMentha pulegium, Pulegium vulgareواژههای مصوب فرهنگستانگونهای نعنا به شکل خوابیده یا خیزان با ساقههای متعدد و پوشیده از کرکهای متراکم و گسترده؛ پهنک برگها تخممرغی، به طول 5 تا 20 میلیمتر و حاشیۀ صاف یا کموبیش