نظیرهفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهاثری که در تقلید از اثر شاعر یا نویسندۀ دیگری سروده یا نوشته میشود.
نظیرهفرهنگ نامها(تلفظ: nazire) (عربی) (مؤنث نظیر) ، همتا ، همانند ؛(در ادبیات) شعر یا داستانی که به استقبال از شاعر یا نویسنده دیگری سروده یا نوشته می شود .
نظیرةلغتنامه دهخدانظیرة. [ ن َ رَ ] (ع ص ، اِ) تأنیث نظیر، به معنی مثل و شبیه است . (از متن اللغة). رجوع به نظیر شود. || مهتر قوم که مردم در همه ٔ کارها به وی نگرند و دست نگر او
نبیره ٔ ساملغتنامه دهخدانبیره ٔ سام . [ ن َ رَ / رِ ی ِ ] (اِخ ) رستم . لقب رستم است ، چه او فرزند زال و زال فرزند سام است : گر بدیدی تن چو کوه تو رابه نبرد اندرون نبیره ٔ سام درزمان س
نَظْرَةًفرهنگ واژگان قرآننگاهي - نظري - نگاهي خاص - يک نگاه (وزن فعلة وزن مخصوص افاده نوع است و نظرة يعني نوع خاصي نگاه ويا به معني يک بار انجام کاري است که در آن صورت به معني يک نگا
نظیرةلغتنامه دهخدانظیرة. [ ن َ رَ ] (ع ص ، اِ) تأنیث نظیر، به معنی مثل و شبیه است . (از متن اللغة). رجوع به نظیر شود. || مهتر قوم که مردم در همه ٔ کارها به وی نگرند و دست نگر او
نظایرلغتنامه دهخدانظایر. [ ن َ ی ِ ] (ع اِ) ج ِ نظیرة، به معنی مثل و مانند و نظیر : هرگاه که دو دوست به مداخلت شریری مبتلا گردند هر آینه میان ایشان جدائی افتد و از نظایر و اخوات
نظائرلغتنامه دهخدانظائر. [ ن َ ءِ ] (ع ص ، اِ) ج ِ نظیرة به معنی مثل و مانند. رجوع به نظیرة شود : گر نظائر گویم اینجا و مثال فهم را ترسم که آرد اختلال . مولوی .|| ج ِ نَظور است .