نظریۀ میدان بلورcrystal field theoryواژههای مصوب فرهنگستاننظریهای برای توضیح اثر برهمکنش لیگاندها با الکترونهای d یون فلز واسطه
نظریۀ میدان لیگاندligand field theoryواژههای مصوب فرهنگستاننظریهای که بسط نظریۀ میدان بلور است و در چارچوب آن خواص ترکیبات حاصل از یونهای فلزی واسطه یا خاکی نادر و لیگاند بررسی میشود
نظریهمیدان کلاسیکclassical field theoryواژههای مصوب فرهنگستاننظریهای که در آن انرژی و ماده و دیگر کمیتهای فیزیکی بهعنوان توابع پیوستهای از مکان مورد بررسی قرار میگیرند
نظریۀ میدان لیگاندligand field theoryواژههای مصوب فرهنگستاننظریهای که بسط نظریۀ میدان بلور است و در چارچوب آن خواص ترکیبات حاصل از یونهای فلزی واسطه یا خاکی نادر و لیگاند بررسی میشود
رنگلغتنامه دهخدارنگ . [ رَ ] (اِ) لون . (برهان قاطع). اثر نور که بر ظاهر اجسام نمایشهای مختلف می دهد، بعربی لون گویند. (فرهنگ نظام ). لون یعنی اثر مخصوصی که در چشم از انعکاس اش
تیغلغتنامه دهخداتیغ. (اِ) کارد تیز باشد و شمشیر. (لغت فرس اسدی چ اقبال ص 231). شمشیر. (برهان ) (اوبهی ) (فرهنگ فارسی معین ) (انجمن آرا). شمشیر و سیف و کارد و چاقو. (ناظم الاطبا
قملغتنامه دهخداقم . [ ق ُ ] (اِخ ) از شهرهای مشهور ایران است که بیشتر با کاشان از آن نام برده میشود. طول آن 50 درجه و 53 دقیقه و عرض آن 34 درجه و 38 دقیقه است و از سطح دریا 93
جابرلغتنامه دهخداجابر. [ ب ِ ] (اِخ ) ابن حیان . قفطی آرد: جابربن حیان الصوفی الکوفی از متقدمین در علوم طبیعی است و بخصوص در علم کیمیا ماهر بودو تألیفات بسیار و مصنفات مشهوری د