نظریۀ برخوردcollision theoryواژههای مصوب فرهنگستاننظریهای که براساس آن میتوان سرعت واکنش پایه را ناشی از برخورد ذراتی با حداقل انرژی لازم در نظر گرفت
فاشیسمفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهنظریه یا نهضتی که خواهان برتری نژادی، حکومت استبدادی، اعمال زور و خشونت، و برخورد شدید با مخالفان است.
مخاطب منفعلpassive audienceواژههای مصوب فرهنگستاندر نظـریـة استفاده و رضــامنـدی (uses and gratifications theory)، مخاطب یا مخاطبانی که انتخاب رسانهای خاصی ندارند و شنونده یا بینندة غیرفعال تولیدات رسانهای ه
باصرلغتنامه دهخداباصر. [ ص ِ ] (ع ص ) چشم دارنده . ذوبصر. (تاج العروس ) (از اقرب الموارد). || لمح باصر؛ ذوبصر و تحدیق . (تاج العروس ). نگاه تیز. (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (منتهی
دنباله دارانلغتنامه دهخدادنباله داران . [ دُم ْ ل َ / ل ِ ] (اِ مرکب ) (اصطلاح نجوم ) جمع فارسی دنباله دار. ذوات الاذناب . ذوذنب . اجرامی آسمانی دارای ماهیت سحابی که بر مسیرهایی در حول
افلاطونلغتنامه دهخداافلاطون . [ اَ ] (اِخ ) ابن ارسطون یا اریستن . از شاگردان فیثاغورس بود که با سقراط نزد او تلمذ می نمود، لیکن در زمان حیات سقراط اشتهاری در میان علماء نداشت . وی