نظایرلغتنامه دهخدانظایر. [ ن َ ی ِ ] (ع اِ) ج ِ نظیرة، به معنی مثل و مانند و نظیر : هرگاه که دو دوست به مداخلت شریری مبتلا گردند هر آینه میان ایشان جدائی افتد و از نظایر و اخوات
ناایریلغتنامه دهخداناایری . (اِخ ) آسوریها در کتیبه هاشان اسامی مردمانی را ذکر میکنند که در ارمنستان کنونی سکنی [ داشته ] و با آنها در جنگ وستیز بوده اند، مانند ناایری ، اوراردا،
سربارهslagواژههای مصوب فرهنگستاناکسیدها و ترکیبات سیلیکاتی و سولفیدی و نظایر آنها و همچنین عناصر آلیاژی حاصل از ذوب فولادها و چدنها که از مهمترین مشخصههای آنها ذوب نسبی در دمای ذوب و بههم
پرستیلغتنامه دهخداپرستی .[ پ َ رَ ] (حامص ) در کلمات مرکبه ٔ ذیل و نظایر آن . رجوع به آن کلمات شود: یزدان پرستی . شاه پرستی . خداپرستی . سایه پرستی . بت پرستی . جان پرستی . (فردو
ویجارلغتنامه دهخداویجار. (اِ) افزار ترشیهای خیار و بادنجان و نظایر آن از قبیل سبزی ها و دانه های خوشبو چون هل یا سیاه تخمه و نظایر آن ، ومجموع را هفته ویجار گویند (در تداول مردم