نظام نامهلغتنامه دهخدانظام نامه . [ ن ِ م َ / م ِ ] (اِ مرکب ) آئین نامه ای که انتظامات داخلی هر دستگاهی را مشخص کند.
نظامفرهنگ مترادف و متضاد۱. انتظام، انضباط، دیسیپلین ۲. آراستگی، ترتیب، روش، سامان، نظم ۳. ارتش، سربازی ۴. رژیم
manualدیکشنری انگلیسی به فارسیکتابچه راهنمای، کتاب راهنما، کتاب دستی، نظام نامه، دستی، انجام شده با دست، وابسته بدست
codeدیکشنری انگلیسی به فارسیکد، رمز، قانون، برنامه، دستورالعملها، نظام نامه، رمزی کردن، بصورت رمز دراوردن