نظام آبادلغتنامه دهخدانظام آباد. [ ن ِ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان دشت سر بخش مرکزی شهرستان آمل . رجوع به فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3 شود.
نظام آبادلغتنامه دهخدانظام آباد. [ ن ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان توابع ارسنجان بخش زرقان شهرستان شیراز، در 88 هزارگزی مشرق زرقان ، در جلگه ٔ معتدل هوائی واقع است و 156 تن سکنه دارد.
نظام آبادلغتنامه دهخدانظام آباد. [ ن ِ ] (اِخ ) [ زردلک ] دهی است از دهستان سربند پائین بخش سربند شهرستان اراک ، در 40هزارگزی جنوب غربی آستانه ، در منطقه ٔ کوهستانی سردسیری واقع است
نظام آبادلغتنامه دهخدانظام آباد. [ ن ِ ] (اِخ ) ده کوچکی است از بخش راین شهرستان بم . رجوع به فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 شود.
نظام آبادلغتنامه دهخدانظام آباد. [ ن ِ ] (اِخ ) دهی است از بخش رامیان شهرستان گرگان ، در 14 هزارگزی شمال رامیان ، بر کنار راه فرعی گرگان به گنبد قابوس ، در دشت معتدل هوای مرطوبی واقع
نظامفرهنگ مترادف و متضاد۱. انتظام، انضباط، دیسیپلین ۲. آراستگی، ترتیب، روش، سامان، نظم ۳. ارتش، سربازی ۴. رژیم
نظاملغتنامه دهخدانظام . [ ن ِ ] (ع اِ) رشته ٔ مروارید و جز آن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). رشته ٔ جواهر. (غیاث اللغات ). رشته ای که لؤلؤ و جز آن را بدان درکشند.
نظاملغتنامه دهخدانظام . [ ن َظْ ظا ] (اِخ ) ابراهیم بن سیاربن هانی بلخی بصری ، مکنی به ابواسحاق و مشهور به نظام . از اعاظم دانشمندان عهد بنی عباس و از اجله ٔ علمای معتزله است در
نظاملغتنامه دهخدانظام . [ ن َظْ ظا ] (ع ص ) مروارید به رشته درکشنده . (منتهی الارب ) (آنندراج ). نعت فاعلی است . رجوع به نظم شود : گوهر مدح ترا دست هنر نظام است حُله ٔ شکر ترا ط
فارغانلغتنامه دهخدافارغان . [ رِ ] (اِخ ) یکی از دهستانهای پنجگانه ٔ بخش سعادت آباد شهرستان بندرعباس که در خاور حاجی آباد واقع است . از جنوب به دهستان سیاهو و احمدی ، از خاور به د
خنگشتلغتنامه دهخداخنگشت . [ خ ُ گ ِ ] (اِخ ) نام یکی از دهستانهای دوازده گانه ٔ بخش مرکزی شهرستان آباده است بحدود و مشخصات زیر: شمال کوههای مشکان و دلونظر و کوه سیب . باختر دهستا
مجیدیهلغتنامه دهخدامجیدیه . [ م َ دی ی َ / ی ِ ] (اِخ ) از روستاهای سابق شمیران شهرستان تهران بود که اکنون منضم به شهر تهران شده ، ناحیه ای است در شمال نظام آباد و سمنگان و جنوب ش
امام زادهلغتنامه دهخداامام زاده . [ اِ دَ / دِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان خشت بخش خشت شهرستان کازرون ، واقع در 6 هزارگزی باختر کنار تخته ، کنار راه فرعی امام زاده به کنار تخته . در ج
باقرآبادولغتنامه دهخداباقرآبادو. [ ق ِ ] (اِخ ) دهی است ازدهستان قهاب رستاق بخش صیدآباد شهرستان دامغان که در 12 هزارگزی جنوب خاوری صیدآباد نزدیک به راه آهن درجلگه قرار دارد. ناحیه ای