نزاریدیکشنری فارسی به انگلیسیdebility, decrepitude, emaciation, feebleness, gauntness, infirmity, invalidism, slightness
نزاریلغتنامه دهخدانزاری . [ ن ِ ] (حامص ) لاغری . باریکی . نحیفی . (ناظم الاطباء). نحافت . ضمور. لاغری سخت . هزال . نحول . عجف . (یادداشت مؤلف ) : زین سان که منم بدین نزاری مستغ
نزاریcachexiaواژههای مصوب فرهنگستانکمبود ناهنجار وزن و تحلیلرفتگی و ضعف عمومی که در بیماریهای مزمن یا اختلالات عاطفی رخ دهد
نظاریةلغتنامه دهخدانظاریة. [ ن َظْ ظا ری ی َ ] (ص نسبی ) ابل نظاریة؛ شتران منسوب به گروه بنو نظار و یا منسوب به نظار که نام گشنی است . (ناظم الاطباء).
علی نظاریلغتنامه دهخداعلی نظاری . [ ع َ ی ِ ن َظْ ظا] (اِخ ) ابن عبدالرحمان بن محمد نظاری . امیر «بعدان »در یمن . او قلعه ای بنام «جب » داشت که ارتفاع آن مشهور بود. در هنگام فرمانروا
نظاریةلغتنامه دهخدانظاریة. [ ن َظْ ظا ری ی َ ] (ص نسبی ) ابل نظاریة؛ شتران منسوب به گروه بنو نظار و یا منسوب به نظار که نام گشنی است . (ناظم الاطباء).
علی نظاریلغتنامه دهخداعلی نظاری . [ ع َ ی ِ ن َظْ ظا] (اِخ ) ابن عبدالرحمان بن محمد نظاری . امیر «بعدان »در یمن . او قلعه ای بنام «جب » داشت که ارتفاع آن مشهور بود. در هنگام فرمانروا
علیلغتنامه دهخداعلی . [ ع َ ] (اِخ ) ابن عبدالرحمان بن محمد نظاری ، امیر یمن . رجوع به علی نظاری شود.
خانوادهلغتنامه دهخداخانواده . [ ن َ / ن ِ دَ / دِ ] (اِ مرکب ) خاندان . (غیاث اللغات ) (ناظم الاطباء). دودمان . خیل خانه . (ناظم الاطباء). تبار. دوده : اصیل زاده و از خانواده ٔ حرم