نصیب و قسمتلغتنامه دهخدانصیب و قسمت . [ ن َ ب ُ ق ِ م َ ] (ترکیب عطفی ) بهره و روزی . رجوع به نصیب شود.
نصیبونلغتنامه دهخدانصیبون . [ ن َ ] (اِخ ) لغتی است در نصیبین ، حالت رفع بنا به نظر آنان که آن را جمع می دانند. (منتهی الارب ). رجوع به نصیبین شود.
نصیبلغتنامه دهخدانصیب . [ ن َ ] (اِخ ) طالب (حاجی ...) ابن حاجی مقصودچیت ساز اصفهانی متخلص به نصیب از شعرای قرن یازدهم است وی از ایران به هند مهاجرت کرده است ، او راست :گهی وصال
نصیب و قسمتلغتنامه دهخدانصیب و قسمت . [ ن َ ب ُ ق ِ م َ ] (ترکیب عطفی ) بهره و روزی . رجوع به نصیب شود.
تاخیرهفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهنصیب و قسمت که از ابتدا برای کسی تعیین شده: تاخیرۀ تو چنین بوده؛ بخت؛ طالع؛ سرنوشت.
الوشلغتنامه دهخداالوش . [ اُ ] (ترکی ، اِ) به واو غیرملفوظ لغت ترکی است ، بمعنی طعامی که از پیش امیران بنوکران دهند، و طعام پس مانده . (از غیاث اللغات ) (آنندراج ). ماحضر سفره ٔ