نصیبیلغتنامه دهخدانصیبی . [ ن َ ] (ص نسبی ) منسوب است به نصیبین که شهری است در نزد آمد. (از الانساب سمعانی ). رجوع به نصیبین شود. || نام نوعی شمشیر. (از نوروزنامه ) (یادداشت مؤل
نصیبیلغتنامه دهخدانصیبی . [ ن َ ] (اِخ ) اسعدالحق یزدی ، از شاعران قرن دهم و از شاگردان ملاجلال الدین دوانی است مدتی در شیراز تلمذ کرده سپس به یزد برگشته و به سال 914 هَ . ق . در
نصیبیلغتنامه دهخدانصیبی . [ ن َ ] (اِخ ) محمدخان (میرزا...) بن موسی بیگ کرمانشاهی ، از شاعران قرن سیزدهم است ، وی از طرف فتحعلی شاه قاجار لقب فخرالشعرا یافته ، در اواخر عمربه هند
نصیبی گیلانیلغتنامه دهخدانصیبی گیلانی . [ ن َ ی ِ ] (اِخ ) (بابا...) از شاعران قرن دهم است ، در گیلان تولد یافت و در اثنای سیاحت بلاد به تبریز رسید و در آنجا اقامت جست و به شغل حلوافروش
نصیبینلغتنامه دهخدانصیبین . [ ن َ ] (اِخ ) نام شهری میان جزیره ٔ ابن عمر و سنجار. (از رحله ٔ ابن بطوطه ). خرم ترین شهری است اندر جزیره ، جای آبادان است و با نعمت و مردم بسیار و ان
نصیبینلغتنامه دهخدانصیبین . [ ن َ ] (اِخ ) شهری است بر شاطی فرات که به نام نصیبین الروم نیز شهرت دارد، فاصله ٔ آن تا شهر آمدو نیز تا حران سه یا چهار روز راه است و آن بر سر راه حرا
نصیبی گیلانیلغتنامه دهخدانصیبی گیلانی . [ ن َ ی ِ ] (اِخ ) (بابا...) از شاعران قرن دهم است ، در گیلان تولد یافت و در اثنای سیاحت بلاد به تبریز رسید و در آنجا اقامت جست و به شغل حلوافروش
نصیبینلغتنامه دهخدانصیبین . [ ن َ ] (اِخ ) نام شهری میان جزیره ٔ ابن عمر و سنجار. (از رحله ٔ ابن بطوطه ). خرم ترین شهری است اندر جزیره ، جای آبادان است و با نعمت و مردم بسیار و ان
نصیبینلغتنامه دهخدانصیبین . [ ن َ ] (اِخ ) شهری است بر شاطی فرات که به نام نصیبین الروم نیز شهرت دارد، فاصله ٔ آن تا شهر آمدو نیز تا حران سه یا چهار روز راه است و آن بر سر راه حرا