نصةلغتنامه دهخدانصة. [ ن َص ْ ص َ ] (ع اِ) گنجشگ ماده . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). عصفورة. (متن اللغة) (اقرب الموارد).
نصةلغتنامه دهخدانصة. [ ن ُص ْ ص َ ] (ع اِ) توک موی یا موی که از پیش بر روی زن افتد. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از متن اللغة). آن قسمت از موی که بر پیشانی افتد. (
غذامرلغتنامه دهخداغذامر. [ غ ُ م ِ ](ع ص ) آب بسیار. (منتهی الارب ). این لغت در اقرب الموارد نیامده است و در حاشیه ٔ تاج العروس چاپی در ذیل غذمرة گوید: هنا زیادة فی نسخ المتن ، ن
اغبثلغتنامه دهخدااغبث . [ اَ ب َ ] (ع اِ) شیر بیشه ٔ خاکستری رنگ . و هو قلب ابغث . (منتهی الارب )(آنندراج ). آنچه برنگ خاکستری باشد. و هو قلب ابغث .و فی التاج : «وجدت فی هامش نس
ذوقیفانلغتنامه دهخداذوقیفان . [ ق َ ی َ ] (اِخ ) علقمةبن علس . یا علقمةبن شراحیل بن علس بن ذی جدن ملک البون . و در عقد الفرید ذیل ذوجدن آمده است : و من ولده علقمةبن شراحیل ، ذوقیفا