نصایحلغتنامه دهخدانصایح . [ ن َ ی ِ ] (ع اِ) پند. پندها و اندرزها. (ناظم الاطباء). نصائح . رجوع به نَصائِح شود.
پیرهوسلغتنامه دهخداپیرهوس . (اِخ ) پادشاه اپیر. مولد حدود 318 ق .م . وی بعلت جنگهائی که باروم کرد مشهورست اما او برخلاف نصایح عاقلانه ٔ وزیر مشاور خردمند خود موسوم به سیبیاس لشکری
تونسیلغتنامه دهخداتونسی . [ ن ِ / ن ُ ] (اِخ ) عمربن عبدالرحمن بن ابی القاسم بن محمدبن زکریا. او راست : اخلاص النصایح فی تخطیطالصفائح . ....که در شعبان 851 هَ . ق . این کتاب را ب
اسحاقلغتنامه دهخدااسحاق . [اِ ] (اِخ ) ابن ابراهیم نجیبی قرطبی مالکی مکنی به ابوابراهیم . او راست : کتاب النصایح . (کشف الظنون ).
ابوسعیدلغتنامه دهخداابوسعید. [ اَ س َ ] (اِخ ) چقمق سلطان نصر. در کشف الظنون آمده است که محمودبن اسماعیل جیزری ، کتاب الدرّةالغرّاء فی نصایح الملوک و الوزراء را به نام او کرد.