نشیدةلغتنامه دهخدانشیدة. [ ن َ دَ ] (ع اِ) بلندی آواز. || شعر در جواب شعر خوانده شده . (ناظم الاطباء). نشید. انشودة. شعری که در جواب شعری انشاد کنند و نثر و شعری که بدان ترنم کنن
نمیدهلغتنامه دهخدانمیده . [ ن ُ دَ / دِ ] (ن مف ) نومیدشده . ناامیدگردیده . (برهان قاطع) (آنندراج ). مأیوس گشته . (ناظم الاطباء).
نمیدهلغتنامه دهخدانمیده . [ ن َ دَ / دِ ] (ن مف ) نمید. چیزی نم دیده را گویند. (از جهانگیری ) (از رشیدی ). نم کشیده .(برهان قاطع) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) : پی رم برگرفت آن دل ر
تصانیففرهنگ مترادف و متضاد۱. ترانهها، تصنیفها، سرودها، نشیدها ≠ نوحهها ۲. کتابها، تالیفات، تالیفها، نوشتهها
نشیدلغتنامه دهخدانشید. [ ن َ ] (ع اِ) بلندی آواز. (منتهی الارب )(ناظم الاطباء). بلند کردن آواز. (شرح قاموس از حاشیه ٔ برهان ). رفعالصوت . (متن اللغة) (اقرب الموارد) (المنجد). ||