نشوءلغتنامه دهخدانشوء. [ ن ُ ] (ع مص ) نشاءة. (از منتهی الارب ). بربالیدن . (تاج المصادر بیهقی ). گوالیدن . (صراح ). (آنندراج ). بالیدن کودک . (زوزنی ). جوان گشتن . (آنندراج ).
نشوالغتنامه دهخدانشوا. [ ن َش ْ ] (اِ) آلوی بری . || نام میوه ٔترش مزه ٔ دیگری است . (از ناظم الاطباء) (اشتینگاس ).
نشوعلغتنامه دهخدانشوع . [ ن َ ] (ع اِ) دارو که به میان دهن فروکنند. (مهذب الاسماء). آنچه در دهان و بینی ریزند. (از بحر الجواهر). سعوط. وجور. (از اقرب الموارد) (از المنجد) (از مع
نشوعلغتنامه دهخدانشوع . [ ن ُ ] (ع مص ) دارو در کام و دهان ریختن . (از منتهی الارب ) (آنندراج ). وجور به گلوی کودک فروکردن . (تاج المصادر بیهقی ). تسعیط. منشع. (معجم متن اللغة).
سامودلغتنامه دهخداسامود. (اِ) الماس . (آنندراج ) (نشوء اللغه ). سنگ الماس . (مهذب الاسماء) (دهار). اسم پارسی ساهور. (ناظم الاطباء).
بابیرسلغتنامه دهخدابابیرس . [ ] (اِ) معرب پاپیروس . رجوع به پاپیروس و نشوء اللغة العربیه چ قاهره 1938 م . ص 80 شود.
غطامطلغتنامه دهخداغطامط. [ غ َ م ِ ] (ع اِ) ج ِ غَطمَطَة. (نشوء اللغة العربیة ص 118). غلغل .پلغپلغ. رجوع به غطمطة و نشوء اللغة العربیه شود.