نشست کورblind landingواژههای مصوب فرهنگستاننشست هواگَرد سرنشیندار در وضعیتی که خدمۀ پرواز قادر به مشاهدۀ نشانههای دیداری بیرون نیستند
نشستلغتنامه دهخدانشست . [ ن ِ ش َ ] (مص مرخم ، اِمص ) مصدر مرخم و اسم مصدر است از نشستن . رجوع به نشستن شود. || نشستن . جلوس : بزرگان گزیدند جای نشست بیامد یکی مرد طشتی به دست .
نشستگویش خلخالاَسکِستانی: bənəšt دِروی: bə.nəšt شالی: bə.nəšt کَجَلی: bə.nəšt/â کَرنَقی: bənəšt/â کَرینی: bənəšt/â کُلوری: bə.nəšt گیلَوانی: bənəšt لِردی: bənəšt/bənəštâ
کورلغتنامه دهخداکور. (ص ) اعمی . (ترجمان القرآن ). نابینا را گویند. (برهان ). آدم نابینا. (ناظم الاطباء). آنکه از بینایی محروم است . نابینا.اعمی . مقابل بینا و بصیر. (فرهنگ فار
خشایارشالغتنامه دهخداخشایارشا. [ خ َ ] (اِخ ) خشایارشا پسر داریوش کبیر پادشاه ایران است مادر او آتس سا دختر کوروش بزرگ بود و در سن 35 سالگی بتخت نشست . (486 ق .م .). چون خشایارشا بت
شاهرخ میرزای افشارلغتنامه دهخداشاهرخ میرزای افشار. [ رُ ی ِ اَ ] (اِخ ) فرزند رضاقلی میرزا نواده ٔ نادرشاه است و مادرش دختر شاه سلطان حسین صفوی بوده . پس از قتل ابراهیم خان برادرزاده ٔ نادرشا
عمادالدوله ٔ غزنویلغتنامه دهخداعمادالدوله ٔ غزنوی . [ ع ِ دُدْ دَ ل َ ی ِ غ َ ن َ ] (اِخ ) لقب محمدبن محمودبن سبکتکین غزنوی است . وی پس از درگذشت پدرش سلطان محمود در غزنین به تخت سلطنت نشست و
الکسیسلغتنامه دهخداالکسیس . [ اَ ل ِ ] (اِخ ) آنگلوس الکسیس سوم . امپراطور بیزانس (1195 - 1203 م .). او بر ضد برادرش اسحاق دوم شورید و وی را گرفت و کور کرد و به سال 1195 م . بتخت