نایدولغتنامه دهخدانایدو. [ دُ ] (اِخ ) ساروجینی . شاعره و اصلاح طلب معروف هندی است . وی به سال 1869 م . در شهر حیدرآباد به دنیا آمد و نخستین زنی بود که به ریاست کنگره ٔ ملی هندوس
نبایدلغتنامه دهخدانباید. [ ن َ ی َ ] (فعل مضارع ) نشاید. شایسته نیست : بازرگانی را هزار دینار خسارت افتاد، پسر را گفت نباید این سخن را با کسی در میان نهادن . (گلستان ).|| در بعضی
نایدیسtracheidواژههای مصوب فرهنگستانعنصر هادی ابتدایی در آوند چوبی بسیاری از گیاهان که دوکیشکل و باریک و طویل است
نبایدلغتنامه دهخدانباید. [ ن َ ی َ ] (فعل مضارع ) نشاید. شایسته نیست : بازرگانی را هزار دینار خسارت افتاد، پسر را گفت نباید این سخن را با کسی در میان نهادن . (گلستان ).|| در بعضی
جلابفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهشربتی که از گلاب و عسل یا شکر درست میکردند: ◻︎ نشاید بُرد سعدی جان از این کار / مسافر تشنه و جلاب مسموم (سعدی۲: ۵۱۷).
خام دستفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهتازهکار؛ بیتجربه: ◻︎ نشاید دید خصم خویش را خرد / که نرد از خامدستان کم توان برد (نظامی۲: ۲۰۲).
ناراندنیلغتنامه دهخداناراندنی . [ دَ ] (ص لیاقت ) که راندن را نشاید. که نتوانش راند. که راندنی نیست . مقابل راندنی .
ناقاپیدنیلغتنامه دهخداناقاپیدنی . [ دَ ] (ص لیاقت ) که قاپیدن را نشاید. که نتوانش قاپید. مقابل قاپیدنی . رجوع به قاپیدن و قاپیدنی شود.