26 فرهنگ

148 مدخل


نسک

nask

۱. ‹نرسک، نرسنگ› عدس.
۲. خار‌خسک: ◻︎ آن کاو ز سنگ خارا آهن برون کشد / نسکی ز کف او نتوان خود برون کشید (منجیک: شاعران بی‌دیوان: ۲۲۶).

۱. پرهیزگاری، تقوا، زهد
۲. پرستش، عبادت
۳. تطهیر