نسوانلغتنامه دهخدانسوان . [ ن َ س َ ] (ع اِ) به صیغه ٔ تثنیه ، دو رگ نسا. (ناظم الاطباء). رجوع به نسا شود.
نسوانلغتنامه دهخدانسوان . [ ن ِس ْ ] (ع اِ) زنان . (غیاث اللغات ) (آنندراج ) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (ترجمان علامه ٔ جرجانی ص 99). نسوة. نساء. نسون . نسنین . (اقرب الموارد)
نسوانیلغتنامه دهخدانسوانی . [ ن ِس ْ ] (ص نسبی ) منسوب به زن . زنانه . (ناظم الاطباء). رجوع به نسوان شود.
ناوانلغتنامه دهخداناوان . (اِخ ) دهی است از دهستان گرگانرودجنوبی ، واقع در بخش مرکزی شهرستان طوالش ، در 4 هزارگزی هشتپر و 3 هزارگزی مشرق جاده ٔ شوسه ٔ هشتپر به آستارا. در جلگه ٔ
نسوانیلغتنامه دهخدانسوانی . [ ن ِس ْ ] (ص نسبی ) منسوب به زن . زنانه . (ناظم الاطباء). رجوع به نسوان شود.
شریفهفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده= شریف: ◻︎ از هیئت شریفهٴ نسوانِِ دی که باد / بر هیئت آفرین و بر این هیئتآفرین (ایرجمیرزا: ۱۹۸).
رابعه ٔ قزداریلغتنامه دهخدارابعه ٔ قزداری . [ ب ِ ع َ ی ِ ق َ ] (اِخ ) از نسوان و ملکزادگان است پدرش کعب نام در اصل از اعراب بوده در بلخ و قزدارو بست در حوالی قندهار و سیستان و حوالی بلخ