نسخهبرداری کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: رابطه برداری کردن، ازرو کشیدن، نقل کردن، تکرار کردن تولید مثل کردن
نقشهبرداری حدنگاشتیcadastral surveyingواژههای مصوب فرهنگستانشاخهای از نقشهبرداری که به تعیین ابعاد و مشخصات و نقشهسازی و ثبت حدود املاک میپردازد
نقشهبرداری دستگاهیinstrumental surveyingواژههای مصوب فرهنگستانتهیة نقشة مکانها و محوطههای باستانی با استفاده از ابزارهای نقشهبرداری، مانند دستگاه موقعیتیاب جهانی و دوربین نقشهبرداری
نقشهبرداری نجومیastronomical survey, astronomical surveying, survey 3واژههای مصوب فرهنگستانتصویرگیری و نقشهبرداری منظم و پوششی از ناحیهای از آسمان
شبیه کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: رابطه ردن، بهشکل چیزیدرآوردن، الگوبرداری کردن، ازرو کشیدن، نسخهبرداری کردن مساوی کردن دوباره انجام دادن، تکرار کردن
تقلیدفرهنگ فارسی طیفیمقوله: رابطه لید، تأسی، اقتدا، دنبالهروی، پیروی، الگوبرداری، اقتباس نسخهبرداری، استنساخ، رونویسی انطباق، تطبیق تجسم انعکاس، تشابه بهزبان دیگرگفتن، ترجمه، تفس
نسخهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: رابطه نسخه، کپی، فتوکپی، رونوشت▼ تقلید (نسخهبرداری) تشابه نقاشی مجسمهسازی انعکاس نسخۀ بد (بدل)، تجسم غیرواقعی
دوبرابر کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: عدد دوبرابر کردن، تجدیدکردن، کپیکردن، نسخهبرداری کردن بازهم کاری راکردن، ازسر گرفتن، ازنو آغاز کردن، دوباره کردن