۱. باطل کردن.
۲. (اسم) (هنر) در خوشنویسی، یکی از خطوط اسلامی که یاقوت معتصمی آن را پدید آورد و در کتابت قرآن و حروفچینی به کار میرود.
۳. رد کردن؛ برگرداندن چیزی.
۴. [قدیمی] نوشتن.
۱. ابطال، اقاله، زوال، محو، منسوخ، نابود، نقض
۲. خطنسخ
desuetude, extinction