نسبت جذب سدیمsodium absorption ratio, SAR 3واژههای مصوب فرهنگستاننسبتی که برای نشان دادن فعالیت نسبی یونهای سدیم در آب آبیاری در واکنشهای تبادل یون با خاک به کار میرود
نسبتدیکشنری فارسی به انگلیسیalliance, connection, percentage, perspective, proportion, rate, ratio, relations, relationship
نسبتلغتنامه دهخدانسبت . [ ن ِ ب َ ] (ع اِمص ، اِ) قرابت به رحم و پیوستگی به نکاح ، اول نسبت نسبی است و دوم سببی . (فرهنگ نظام ). خویشی . (نفایس الفنون ). قرابت . خویشاوندی . انت
نسبتفرهنگ فارسی طیفیمقوله: عدد کسر، تناسب، بخش تصاعد، تصاعد عددی (هندسی، هارمونیک) نسبت مثلثاتی، سینوس، تانژانت، سکانت کوسینوس، کوتانژانت، کوسکانت عدد پی درصد، پورسانت، پورسانتاژ
ضریب جذبabsorption coefficientواژههای مصوب فرهنگستان[شیمی] کسری از انرژی که در فرایند جذب در واحد طول مسیر در واحد غلظت (مولار) جذب میشود [فیزیک] کسری از انرژی که در فرایند جذب در واحد طول مسیر جذب میشود متـ
ضریب جذب آکوستیکیacoustic absorption coefficientواژههای مصوب فرهنگستاننسبت انرژی صوتی جذبشده در سطح یا محیط به انرژی فرودی
جابهجایی کامپتونCompton shiftواژههای مصوب فرهنگستانافزایش طولموجِ فوتون پراکندهشده در پراکندگی کامپتون نسبت به طولموجِ فوتون جذبشده
جذبلغتنامه دهخداجذب . [ج َ ] (ع مص ) کشیدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). ضد دفع. مقابل دفع. (از اقرب الموارد). کشیدن بسوی خود. (ناظم الاطباء). د