نسبةلغتنامه دهخدانسبة. [ ن ِ / ن ُ ب َ ] (ع اِمص ، اِ) نژاد. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). نسبت . رجوع به نسبت شود. || خویشی . خویشی پدری خاصةً. (منتهی الارب ) (از آ
نصبةلغتنامه دهخدانصبة. [ ن َ ب َ ] (ع اِ) واحد نصب است به معنی نشانه ٔ برپا کرده شده ، علم منصوبه . (از اقرب الموارد). رجوع به نصَب شود. || دام برپا کرده و آنچه در مقابل هجوم دش
نصبةلغتنامه دهخدانصبة. [ ن ِ ب َ] (ع اِ) هیأت و حالت برخاستن . (یادداشت مؤلف ). چگونگی نصب . نوع النصب . (المنجد) (از اقرب الموارد).
نصبةلغتنامه دهخدانصبة. [ ن ُ ب َ ] (ع اِ)ستون . (آنندراج ). فرسنگسار. شاخص . (فرهنگ خطی ). ستون برپا شده . (ناظم الاطباء). ستونی که [ در بیابان ] برپا کنند شناختن علامت راه را.
نسبةًلغتنامه دهخدانسبةً.[ ن ِ ب َ تَن ْ ] (ع ق ) بالنسبة. نسبت به دیگری . (از فرهنگ نظام ). به طور نسبت . با نسبت . (ناظم الاطباء).
نسبهلغتنامه دهخدانسبه . [ ن ِ ب َ / ب ِ ] (اِ) رده و رجه ٔ خشتهای دیوارو چینه ٔ دیوار. (ناظم الاطباء). رجوع به نسپه شود.
نسبةًلغتنامه دهخدانسبةً.[ ن ِ ب َ تَن ْ ] (ع ق ) بالنسبة. نسبت به دیگری . (از فرهنگ نظام ). به طور نسبت . با نسبت . (ناظم الاطباء).
نسبهلغتنامه دهخدانسبه . [ ن ِ ب َ / ب ِ ] (اِ) رده و رجه ٔ خشتهای دیوارو چینه ٔ دیوار. (ناظم الاطباء). رجوع به نسپه شود.