نزهانلغتنامه دهخدانزهان .[ ن َ زَ ] (ع مص ) دور کردن شتران را از آب . (از منتهی الارب ) (از آنندراج ). نَزْه . رجوع به نَزْه شود.
نهانفرهنگ مترادف و متضادباطن، پنهان، پوشیده، خفا، خفی، غیب، قایم، کتم، مختفی، مخفی، مضمر، ناآشکار، نامرئی، نهفته ≠ آشکار، آشکارا، ظاهر، هویدا
نهان کردنفرهنگ مترادف و متضاداختفا، استتار، پنهان کردن، پوشاندن، پوشیدن، مخفی کردن، نهفتن ≠ آشکار ساختن
نهاندیکشنری فارسی به انگلیسیcovert, crypto-, dark, hidden, inmost, inner, masked, occult, private, secret, stealthy, subterranean, ulterior, underground, veiled
نزهلغتنامه دهخدانزه . [ ن َزْه ْ ] (ع اِمص ) پرهیزکاری . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از المنجد). دوری از بدی . (ناظم الاطباء). || (ص ) نزه الخلق . رجوع به همین مدخل شود. ||
خَبْءَفرهنگ واژگان قرآننهان -هر چيزي که در احاطه غير خود ، قرار گيرد ، بطوري که ديگر نشود ادراکش کرد(عبارت يخرج الخبء في السموات و الارض ، استعاره است ، گويا موجودات در پس پرده عدم و