نزدیک شدنلغتنامه دهخدانزدیک شدن . [ ن َ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) رسیدن . پیش آمدن . قریب شدن . (ناظم الاطباء). ولی . اقتراب . دنو. (ترجمان القرآن ). تقرب . (تاج المصادر بیهقی ). مقابل دور
نزدیک شدنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: حرکت نزدیک شدن، جلو آمدن، تماس گرفتن، مماس شدن نزدیک بودن، درجریان بودن ممکن بودن نزدیک آوردن همسایهشدن
نزدیک شدنگویش خلخالاَسکِستانی: nezik âbiy.e دِروی: nezik â.bi.en شالی: nazik âbiy.an کَجَلی: nazdik â.biy.an کَرنَقی: nazzik âb.an کَرینی: nezik âbiy.an کُلوری: nazik âbiy.an گیلَ