نرکیلغتنامه دهخدانرکی . [ ن َ رَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان اشکور بالا از بخش رودسر شهرستان لاهیجان ، در 43هزارگزی جنوب رودسر و 7هزارگزی جنوب شرقی سی پل ، در ناحیه ٔ کوهستانی سر
نرکیواژهنامه آزاد(نَرکی) در بامیان افغانستان، به معنی خروس است. ماکی، به معنی مرغ خانگی، شکل مفرد ماکیان است و در بامیان اففانستان به کار می رود. «ما» کوتاه شدۀ ماده است و بدین
نرگسلغتنامه دهخدانرگس . [ ن َ گ ِ ] (اِ) پهلوی : نرکیس ، از یونانی : نرکیسس ، معرب آن نرجس ، لاتینی : نرسی سوس ، فرانسه : نرسیس . (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). نرجس . (بحر الجوا
علیانلغتنامه دهخداعلیان . [ ع ُ ل َی ْ یا ] (اِخ ) خرمابن نرکی بودازآن ِ کلیب بن وائل . و بدان مثل زنند و گویند: «دون علیان خرط القتاد». (از ذیل اقرب الموارد از تاج ).
حلزونواژهنامه آزادلیزک کندرو هلزون، یک واژه پارسی نرکیبی از:هله (سکایی - خنثی) به معنی صدف، و زون (سانسکریت) به معنی کرم حشره.
ماکیواژهنامه آزادمرغ خانگی؛ شکل مفرد ماکیان است و در بامیان اففانستان به کار می رود. «ما» کوتاه شدۀ ماده است و بدین قیاس «کی» باید به معنی پرنده باشد. (نَرکی به معنی خروس است)
مرگورلغتنامه دهخدامرگور. [ م َ ] (اِخ ) نام یکی از دهستانهای سه گانه ٔ بخش سلوانا شهرستان ارومیّه است . این دهستان در قسمت جنوب بخش واقع شده و موقعیت آن کوهستانی است آب و هوای آن