نرونلغتنامه دهخدانرون . [ ن ِ رُن ْ ] (اِخ ) کلادیوس سزار آگوستوس ژرمانیکوس . امپراطور روم . به سال 37 م . تولد یافت . در سال 54 م . به امپراطوری روم رسید. مردی دیوانه خو و سرکش
کلودیوس نرونلغتنامه دهخداکلودیوس نرون . [ کْل ُ / ک ِ ل ُ ن ِ رُ ] (اِخ ) از سرداران روم بود که در سال 541 ق . م . با سپاهیان کارتاژ در اسپانی جنگید و در 546 به مقام کنسولی نایل آمد و ب
کلودیوس نرونلغتنامه دهخداکلودیوس نرون . [ کْل ُ / ک ِ ل ُ ن ِ رُ ] (اِخ ) از سرداران روم بود که در سال 541 ق . م . با سپاهیان کارتاژ در اسپانی جنگید و در 546 به مقام کنسولی نایل آمد و ب
نارونلغتنامه دهخدانارون . (اِخ ) معرب نرون : ثم ملک بعده نارون بن قلوذیس قیصر ثلاث عشرة سنة. (عیون الاخبار ج 1 ص 73). رجوع به نرون شود.
کوربولونلغتنامه دهخداکوربولون . [ کُرْ لُن ْ ] (اِخ ) سردار رومی که در خدمت «کلود» و «نرون » بود. او پارتها را شکست داد و در سال 67 م . خودکشی کرد. (از لاروس ).
سنکلغتنامه دهخداسنک . [ س ِ ن ِ ] (اِخ ) فیلسوف روم و از مستشاران معاصر نرون قیصر روم و آموزگار وی بود و بعد بحکم وی خودکشی کرد. (ایران باستان ج 3 ص 2431 و 2458). سنک یا سنکای