نرمادهلغتنامه دهخدانرماده . [ ن َ دَ / دِ ] (ص مرکب ) خنثی . (بحر الجواهر) (ناظم الاطباء). آنکه آلت مردان و زنان هر دو را دارا باشد. (ناظم الاطباء) : همچو خنثی مباش نرماده یا همه
نرمادهفرهنگ انتشارات معین(نَ دِ) (اِمر.) دوجنسی ، موجود زنده ای که قادر به تولید هر دو نوع سلول جنسی نر و ماده باشد.
نرماده 2hermaphroditeواژههای مصوب فرهنگستانموجودی که بهطور طبیعی هر دو اندام تناسلی نر و ماده را داراست و میتواند هم زامه و هم تخمک پدید آورد
نرمادهریختgynandromorph, gynanderواژههای مصوب فرهنگستانوضعیت ژنی نادری که در آن پارچینی از بافتهای نر و ماده در یک فرد وجود دارد
شیپوریانAraceaeواژههای مصوب فرهنگستانتیرهای از راستۀ قاشقواشسانان با گلهای تکجنسی یا بهندرت نرماده که در سنبلهای متراکم آرایش یافتهاند و برگهای درشت به نام چمچه آنها را در بر گرفته است
نرمادگیلغتنامه دهخدانرمادگی . [ ن َ دَ / دِ ] (حامص مرکب ) نرماده بودن . خنثی بودن . صفت نرماده . رجوع به نرماده شود. || (اِ مرکب ) چیزهائی که بدان قفل بسته شود و آن را در عرف هند
نرمایهلغتنامه دهخدانرمایه . [ ن َ ی َ / ی ِ ] (ص مرکب ) نرماده . رجوع به نرماده شود. || (اِ مرکب ) نوعی شتر بزرگ جثه . (یادداشت مؤلف ).
دکدکةلغتنامه دهخدادکدکة. [ دَ دَ ک َ ] (ع مص ) پر کردن حفره را از خاک . (از اقرب الموارد). || زدن شتر نرماده شتر را. (از ذیل اقرب الموارد، بنقل از تاج ).