نرج آبادلغتنامه دهخدانرج آباد. [ن َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان بناجو بخش بناب شهرستان مراغه ، در 8500گزی جنوب شرقی بناب و یک هزارگزی مشرق راه مراغه به میاندوآب ، در جلگه ٔ معتدل هوا
نرجل شراصرلغتنامه دهخدانرجل شراصر. [ ن ِ ج ِ ش َ رِ اَ ص ِ ] (اِخ ) (به معنی امیر آتش ) اسم دو نفر از امراءبابل است که با نبوکدنصر هنگامی که بر صدقیا لشکر می کشید مرافقت می داشتند. (ا
نرج آبادلغتنامه دهخدانرج آباد. [ن َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان بناجو بخش بناب شهرستان مراغه ، در 8500گزی جنوب شرقی بناب و یک هزارگزی مشرق راه مراغه به میاندوآب ، در جلگه ٔ معتدل هوا
نرجل شراصرلغتنامه دهخدانرجل شراصر. [ ن ِ ج ِ ش َ رِ اَ ص ِ ] (اِخ ) (به معنی امیر آتش ) اسم دو نفر از امراءبابل است که با نبوکدنصر هنگامی که بر صدقیا لشکر می کشید مرافقت می داشتند. (ا
نرجللغتنامه دهخدانرجل . [ ن َ رَ ج ُ ] (اِ) نوعی از جامه ٔ ابریشمی باشد که در حبشه بافند. (برهان قاطع) (آنندراج ).
نرجهلغتنامه دهخدانرجه . [ ن َ ج ِ ] (اِخ ) قصبه ای است از دهستان دودانگه ٔ بخش ضیأآباد شهرستان قزوین ، در 18هزارگزی مشرق ضیأآباد در جلگه ٔ معتدل هوائی واقع است و 2339 تن سکنه