نذوراتلغتنامه دهخدانذورات . [ ن ُ ] (از ع ، اِ) در تداول ، آنچه از نقد وجنس که برای اماکن مشرفه فرستند. || طعام فاتحه ٔ روح بزرگان . || آنچه در راه خدا انفاق کنند و انفاق آن را بر
بَروارۀ نذوراتpresentation altarواژههای مصوب فرهنگستاننوعی بروارۀ کرسیمانند که هدایا را بر روی آن قرار میدادند
محدودۀ مقدسtemenos, sacred precinctواژههای مصوب فرهنگستانمحدودهای عمدتاً شامل معبد و محلهای نگهداری نذورات و فضاهای میان آنها با تفاوتهایی در حوزههای تمدنی مختلف
درخت مرادwish treeواژههای مصوب فرهنگستاندرختی که معمولاً برحسب گونه یا موقعیت مکانی یا وضعیت ظاهر برای ادای نذورات و برآورده شدن حاجات مورد توجه قرار میگیرد
زوداشنالغتنامه دهخدازوداشنا. [ اَ ] (اِ مرکب ) نذر و نذوراتی را گویند که فارسیان به آتشخانه ها آورند. (برهان ) (از انجمن آرا) (از آنندراج ). نذرهایی که فارسیان به آتشکده آورند. (نا
پیرکلهلغتنامه دهخداپیرکله . [ ک َل ْ ل َ ] (اِخ ) محلی در گناباد. مردم بدانجا نذورات برند و مقبره ای است اما معلوم نیست که مدفن کیست .
خالصلغتنامه دهخداخالص . [ ل ِ ] (اِخ ) مشهدی . نام وی محمدرضا و یکی از شاعران پارسی گو است . از قرار شغل او ناظری نذورات بوده و در ابیات زیرکه بر مقدمه ٔ خلاصه ٔ لطائف الخیال آم