نداوةلغتنامه دهخدانداوة. [ ن َ وَ ] (ع مص ) تر شدن . (از اقرب الموارد)(از المنجد). تری زمین . (ناظم الاطباء). || رسیدن باران به زمین . (از المنجد) (از اقرب الموارد). || ندی . ندو
نُدَاوِلُهَافرهنگ واژگان قرآنآن را دست به دست می گردانیم (از مداولة به معناي دست به دست دادن چيزي است )
نداوتلغتنامه دهخدانداوت . [ ن َ وَ ] (ع اِمص ) نداوة. تری . (غیاث اللغات ) (آنندراج ) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). نمناکی . (غیاث اللغات ) (ناظم الاطباء). رطوبت . ندی . ندوت .
ندوةلغتنامه دهخداندوة. [ ن ُ دُوْ وَ ] (ع اِمص ) تری . (ناظم الاطباء). || (مص ) تر شدن . نداوة. (از المنجد). رجوع به نداوة شود.
مسیاعلغتنامه دهخدامسیاع . [ م ِ ] (ع ص ) ناقه ٔ مسیاع ؛ شتر ماده ای که بر سر خود به چراگاه رود. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). || ناقه ای که بر آن مت