نداریلغتنامه دهخدانداری . [ ن َ ] (حامص مرکب ) ناداری . بی نوائی . ندار بودن . فقر. تهیدستی . ندارائی .- امثال : نداری عیب نیست .|| ندار بودن . در قمار با هم ندار بودن . رجوع ب
لَا تَرْجُونَفرهنگ واژگان قرآنامید ندارید - قائل نیستید - اعتقاد ندارید (کلمه رجاء در مقابل خوف است ، که اولي به معناي اميد ، و مظنه رسيدن به چيزي است که باعث مسرت است ، و دومي مظنه رسيدن به
لَن تَمْلِکَفرهنگ واژگان قرآنهرگزمالک نيستی (اختيار نداری) (عبارت "وَمَن يُرِدِ ﭐللَّهُ فِتْنَتَهُ فَلَن تَمْلِکَ لَهُ مِنَ ﭐللَّهِ شَيْئاً "یعنی : "و كسانى كه خدا عذاب براى آنان بخواهد، تو