نخودلغتنامه دهخدانخود. [ ن ُ خُدْ ] (اِ) نام دانه ای است خوراکی که از ماش و عدس بزرگتر است و مانند آنها در خورش پخته میشود. (فرهنگ نظام ).نوعی از حبوبات مأکول و لذیذ. (ناظم الا
نخودگویش خلخالاَسکِستانی: nâxud دِروی: naxə/ nâxud شالی: naxud کَجَلی: naxa کَرنَقی: naxud کَرینی: naxu/ nuxud کُلوری: nâxud گیلَوانی: nuxud
لوکهفرهنگ انتشارات معین(کِ یا کَ) 1 - آرد (مطقاً). 2 - آردی که از گندم و نخود بریان شده به دست آید؛ آرد پست .
پستفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. آرد.۲. آرد بوداده؛ آرد گندم یا جو یا نخود بریانکرده: ◻︎ منم روی از جهان در گوشه کرده / کفی پست جوین ره توشه کرده (نظامی۲: ۱۰۷).۳. پوست گندم و جو؛ سبوس؛ سپوس
ابوعاصملغتنامه دهخداابوعاصم . [ اَ ص ِ ] (ع اِ مرکب ) سِکبا. (مهذب الاسماء) (السامی فی الأسامی ). سِکباج . || پِسْت . سویق . و آن آرد گندم یا برنج یا جو یا نخود بریان کرده باشد که
نعل کهنهلغتنامه دهخدانعل کهنه . [ ن َ ک ُ ن َ / ن ِ ] (اِ مرکب ) نعل پاره . نعل فرسوده . || کنایه از چیز بی قدر و قیمت و بی ارزش و نابکار است . رجوع به نعل پاره شود.- نعل کهنه به حل
پستلغتنامه دهخداپست . [ پ ِ / پ َ ] (اِ) هر آردی را گویند عموماً و آردی که گندم و جو و نخود آن را بریان کرده باشند خصوصاً و آنرا بعربی سویق خوانند چه سویق الشعیر آرد جو بریان ک