نجکلغتنامه دهخدانجک . [ ن َ ج َ ](اِ) نوعی از تبرزین . (برهان قاطع) (فرهنگ نظام ) (ناظم الاطباء) (جهانگیری ). مبدل و مخفف ناچخ که تبرزین باشد، و به ترکی نجق گویند. (انجمن آرا)
النجهلغتنامه دهخداالنجه . [ اَ ل َ ج َ ] (اِخ ) رجوع به النجق و النجک و تاریخ جهانگشای جوینی چ لیدن ج 2 ص 157 و اخبارالدولة السلجوقیة ص 197 شود.
نچکلغتنامه دهخدانچک . [ ن َ چ َ ] (اِ) نوعی از تبرزین . (برهان قاطع) (جهانگیری ) (ناظم الاطباء). نجک . نجق . نوعی از سلاح . (برهان قاطع). || بعضی گویند تبری باشد که بدان هیزم ش