نجمیلغتنامه دهخدانجمی . [ ن َ ] (اِخ ) (خواجه ...) در مجالس النفایس ترجمه ٔ شاه محمد قزوینی (ص 384) آمده : خواجه نجمی شخصی زنده دل کامل است و شعرهای خوب دارد و این مطلع از اوست
نجمی اصفهانیلغتنامه دهخدانجمی اصفهانی . [ ن َ ی ِ اِ ف َ ] (اِخ ) مؤلف صبح گلشن آرد: «نجمی منجم اصفهانی در علم نجوم دستگاهی کامل داشت و نظر توجه بر نجوم سپهر فکر نیز میگماشت ». او راست
نجمی شیروانیلغتنامه دهخدانجمی شیروانی . [ ن َ ی ِ شیرْ ](اِخ ) به روایت مؤلف عرفات العاشقین «از سخنوران دوره ٔ متوسطین است ، مرد لوند بی قیدی بود». او راست :آباد از خیال تو ویرانه ٔ دل
نجمیهفرهنگ نامها(تلفظ: najmiye) (عربی) (نجم + ایه /iyye/ (پسوند نسبت)) ، منسوب به نجم ؛ (به مجاز) درخشان مثل ستاره.
باغ نجمیهلغتنامه دهخداباغ نجمیه . [ غ ِ ن َ می ی َ ] (اِخ ) باغی بوده است در هشت فرسخی تبریز : مزاج امیر نجم الدین مسعود از نهج اعتدال انتقال نمود... امیر فاضل نصفت نهاد پس از وصول ب
بستان النجمیلغتنامه دهخدابستان النجمی . [ ب ُ ن ُن ْ ن َ ] (اِخ ) نام بستان معروفی به بغداد بود. رجوع به تجارب الامم چ عکسی لیدن 1913 م . ج 7/5 ص 311 شود.
نجمی اصفهانیلغتنامه دهخدانجمی اصفهانی . [ ن َ ی ِ اِ ف َ ] (اِخ ) مؤلف صبح گلشن آرد: «نجمی منجم اصفهانی در علم نجوم دستگاهی کامل داشت و نظر توجه بر نجوم سپهر فکر نیز میگماشت ». او راست
نجمی شیروانیلغتنامه دهخدانجمی شیروانی . [ ن َ ی ِ شیرْ ](اِخ ) به روایت مؤلف عرفات العاشقین «از سخنوران دوره ٔ متوسطین است ، مرد لوند بی قیدی بود». او راست :آباد از خیال تو ویرانه ٔ دل
باغ نجمیهلغتنامه دهخداباغ نجمیه . [ غ ِ ن َ می ی َ ] (اِخ ) باغی بوده است در هشت فرسخی تبریز : مزاج امیر نجم الدین مسعود از نهج اعتدال انتقال نمود... امیر فاضل نصفت نهاد پس از وصول ب
بستان النجمیلغتنامه دهخدابستان النجمی . [ ب ُ ن ُن ْ ن َ ] (اِخ ) نام بستان معروفی به بغداد بود. رجوع به تجارب الامم چ عکسی لیدن 1913 م . ج 7/5 ص 311 شود.
اردشیرلغتنامه دهخدااردشیر. [اَ دَ / دِ ] (اِخ ) ابن دیلمسپار (دیلمسپاه ) نجمی . از این شاعر در مقدمه ٔ بعض نسخ لغت نامه ٔ اسدی نامی برده شده است و اسدی گوید: فرزندم حکیم جلیل اوحد